تاریخ تاج کیانی و درفش کاویانی؛ افسانه یا واقعیت؟

تاریخ تاج کیانی و درفش کاویانی؛ افسانه یا واقعیت؟

تو این مطلب میخوایم در مورد دوتا از نمادهای مهم باستانی صحبت کنیم! تاج کیانی و درفش کاویانی! شما حتما در مورد تاج کیانی شنیدین👑

تاجی که پادشاهای ایرانی روی سرشون میذاشتن. این تاج رو آخرین بار پادشاهای ساسانی روی سر گذاشتن. بعد از ورود اسلام و سلسله‌های مسلمون، دیگه چنین تاجی نداشتیم تااا قاجار! فتحعلی شاه قاجار میاد تاج کیانی رو میسازه و دوباره روی سرش میزاره. قاجاریا خودشون رو منتسب به ساسانیان میدونستن!

ارتباط ساسانیان و قاجار

تو سریال جیرانم اگر دقت میکردین، وقتی برا جیران شجره‌نامه‌سازی کردن که بتونن عقدش کنن، نسبتش دادن به شاهای ساسانی و دهن مهدعلیا بسته شد:) پادشاهای قاجار به ایران باستان و شاهنامه خوانی علاقه داشتن. حتی شاهزاده‌های قاجار تصاویری شبیه به ساسانیان روی کوه ها کندن از خودشون! جوری که اگر ندونین، تصور میکنین نقش ساسانیه، ولی قجریه!

کلا این کنده‌کاریا مثل زانو زدن امپراطور روم جلوی شاه ساسانی، توی نقش رستم، متعلق به سلسله ساسانیه ولی قاجار دوباره زنده کرد اونو. شاید بگین قاجارها که ترک بودن، چطوری خودشونو منتسب به خاندان ایرانی الاصل ساسانی میدونستن؟! بخاطر اینکه این اختلافات ترک و کرد و لر تو سالهای قبل بوجود اومده. قبلها کسی قائل به اینا نبود! حتی بسیاری از متخصصا اعتقاد دارن ترک‌های ایران، چه قشقاییا چه ترکمن‌ها چه آذربایجانی‌ها، از لحاظ نژاد، ترک نیستن! بلکه فقط به زبان ترکی تکلم میکنن!

ارتباط ساسانیان و قاجار

خود ساسانیا هم از پارسه(شیراز) رشد کرده بودن ولی پایتختشون کنار بغداد بود که عرب زبانن الان! چنین اختلافاتی معنا نداشته که ترک و لر و عرب ک فلان بدونن خودشون رو! همه خودشونو ایرانی میدونستن و اینقدر این توی مردم اکی بوده که شاهای قاجار، خودشونو به ساسانیا منتسب کنن و مردم و اشراف و همه ام بپذیرن.

شباهت های آثار باستانی ساسانی و قاجار

یکی از این شباهت ها رو توی نقش برجسته پل آبگینه که توی استان فارسه میشه دید. میبینید چقدر شبیه آثار دوره ساسانیانه و باستانی به نظر میاد؟! درحالی که به دستور یک شاهزاده قاجاری که تو استان فارس حکومت میکرده کنده شده به سبک ساسانیا، چون اونارو دوست داشتن!

نقش برجسته پل آبگینه استان فارس

همونطور که قاجاریا خودشونو به ساسانیان منتسب کردن، پهلویا هم به تقلید از اونا خودشونو به سلسله هخامنشیان نسبت دادن! مثلا شاه اومد جشن ۲۵۰۰ ساله گرفت و یا رفت به کوروش گفت اسوده بخواب ما بیداریم. درحالی که حتی اگر میخواست به باستانی بودن توجه کنه باید میرفت همدان به دیاکو این حرف رو میزد یا میرفت خوزستان و تو شوش و ایلام و اینا!ولی میخواست به افکار عمومی این پیام رو بده که من بچه کوروشم. با پول پاشی‌های فراوان و البته، تحریف تاریخ!

درفش کاویانی واقعی بوده؟

اما درفش کاویانی ماجراش چیه؟ این درفشِ کاویانیه! پرچم پادشاهانِ کیانی. همونا که ضحاک رو نابود کردن. حالا رنگش دقیقا این نبوده و جواهرات هم بهش بوده و در واقع از جنس پیشبند کاوه آهنگر بوده.

درفش کاویانی
درفش کاویانی

این پرچمِ ایران در دوره ساسانیه! که در واقع همون درفش کاویانیه! این موضوعم اتفاقی نیست به دلیل اینه که ساسانیا خودشون رو از نسل پادشاهان کاویانی میدونستن. پرچمِ اونا رو هم پرچم رسمی کردن. حالا آیا این درفش کاویانی و این نماد، بعد کیانیا کلا نبوده یهویی تو زمان ساسانیا پدیدار شده؟! خیر! این نماد برا ایرانیا خیلی خیلی خیلی مهم بوده و تو آثار هنری مختلف و پرچم‌های مختلف به کار میرفته.

پرچم ساسانیان
پرچم ساسانیان

کیانیان و آریایی ها

کیانیا برای خیییلی قبل از ورود آریاییا بودن!آریاییا هم یه قومِ دیگه بودن. چطوری میشه که آریاییا در نمادهای حکومتی خودشون همون نمادای ایرانِ باستان رو به کار می‌بردن؟ چندین فرضیه مطرحه؛
یکیش اینکه آریاییا به شدت در مردمِ محلیِ ایران حل شدن!
دوم اینکه آریاییا به ایران مهاجرت نکردن!
بلکه اونا از اول همینجا بودن.

کیانیان و آریایی ها

یعنی فرضیه‌ی‌ مهاجرتِ آریاییا از بخش‌های دیگه به فلات ایران کلا دروغه و اونا ساکنان قدیمی ایران هستن. بعدها تیره‌هایی از اونا به اروپا و هند مهاجرت کردن. منتها چون بعضیا خوششون نمیاد بگن ریشه‌شون از ایرانه، یه تحریف اینجا شکل دادن و گفتن آریاییا یهو از شمال سیبری و یا قفقاز اومدن، یه بخشیشون اومد ایران بخشیشون هند و بخشیشون اروپا. حال آنکه مهاجرتی به ایران درکار نبوده و آریاییا از قدیم الایام، از خیلی خیلی قبل‌تر از ۳۰۰۰سال قبل، در همین سرزمین بودن! کیانیان شاهنامه هم در واقع یکی از اقوام آریایی هستن! این یکی از قوی ترین نظریه های جایگزین کوچ آریایی هاست!

کیانی ها واقعی بودند یا فقط افسانه های شاهنامه؟

پاسخِ مفصل اینه:
در واقع فردوسی اومده تاریخِ قدیمیِ ایران رو، کمی افسانه قاطیش کرده – و یا افسانه‌هایی که درموردش بوده رو گفته – و به شعر درآورده و نقل کرده! یعنی واقعا پادشاهانِ پیشدادی و کیانی وجود داشتن. رستم وجود داشته. در منابعِ قدیمی‌تر از شاهنامه ما میبینیم رستم و سایر پادشاهان رو! حتی در منابعِ تاریخیِ غیرایرانی و قدیمی هم داستان این پادشاهان رو میبینیم!

افسانه های شاهنامه

حتی نه اونقدر قدیمی، بلکه در حد اوایل پهلوی هم منابع رو ببینیم، میبینیم از کیومرث و طهمورث و اون پادشاها شروع شده تاریخ! منتها در دوره پهلوی و با پول‌پاشی‌های فراوون، اومدن مبدأ رو یه طورایی گذاشتن اومدنِ آریاییا به ایران! و قبلیا رو نقل نکردن دیگه طوری که کاملاً افسانه تلقی شد. اما واقعیت اینه اصل و اساس وجود اونا، واقعی بوده. فردوسی حماسه‌سازی و فانتزی‌سازی و جزئیات رو هنرمندانه اضافه میکنه! مثل گفتگوها، جزییاتِ جنگ‌ها و موجوداتی مثل سیمرغ!

حالا باز چرا پهلوی چنین کرده؟

دلایل زیادی داشته یکیش همون‌طور که قبلاً گفتم، پهلویا برای اینکه بگن اصل و نسبِ اصیل و پادشاهانه دارن، خودشونو متصل به هخامنشیان دونستن و برای همینم فامیلشون رو گذاشتن پهلوی. خب به تبعش شروع به پروموتِ اونا هم کردن. دلیل دیگه اینکه اونا نژادِ آریایی رو – از بین کلی نیای دیگه‌ی ما – پررنگ کردن تا به این واسطه با غرب ارتباط بگیرن و بگین ببینید! ما یه تیره از آریاییا هستیم و شما هم یه تیره‌ی دیگه از اونا! حتی رضاشاه تو نامه‌نگاریاش و صحبتاش با غربیا بخصوص آلمانیا،‌ روی آریایی بودن تأکید میکرد. قصد داشت اینطوری نزدیک بشه به اونا.

یه‌جور خیانت تاریخیه دیگه…
فکر کن کشوری که بیش از ۷۵۰۰سال تاریخ داره رو بیای ۵۰۰۰سالش رو قطع کنی و اصلا نقل نکنی و فقط یه بخشش رو نقل کنی، کلی گذشته‌ی پرشکوه و جذاب رو پنهان کنی تا فقط به اهداف کوتاه‌مدتی برسی…

برای دیدن مطالب بیشتر حتما کانال ما (برگ زیتون) رو تو شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *